احمد مجد الاسلام كرمانى

14

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

امير جنك صادر نمايد لهذا دبير نظام را بمنزلش فرستاديم و قرار شد فردا صبح جمعه بدربار برود . آزادى اما خود بنده ديگر طاقت نياوردم آنجا بمانم لهذا با رفقا وداع كرده همراه ميرزا شارق به منزل جناب مشير الممالك رفتيم و آن شب را آنجا مانده فردا صبح به طرف خانه خودم رفتم در حالتى كه نميدانم اهل‌بيت من كجا رفته‌اند و چرا به اين عجله از خانه ملكى كه تازه فروخته بوديم مهاجرت كرده‌اند همينقدر شارق ميگفت در حوالى سيد نصر الدين خانه اجاره كرده‌اند ، بارى رفتم به آن محله و تا قريب ظهر گردش و تفحص كردم تا در كوچه « كردبچها » آن خانه را پيدا كردم ، وقتى كه وارد خانه شدم حالت زن و بچه را طورى ديدم كه ابدا نميتوانم بيان كنم ، خداوند نصيب احدى نفرمايد ، كه چنين روزها را به بيند و خلاصه احوال آنها آنكه ، بعد از حدوث حادثه 23 شخص تنباكوفروشى كه خانه بنده را خريده بود و در بيرونى منزل داشت و قرار بود چندى در همان طرف باشد تا من منزلى براى خودم تهيه كنم آنوقت اندرونى را هم تخليه نمايم آن روز را بر كسان من خيلى سخت گرفته كه فورا خانه را تخليه كنيد كه خيال دارند بيايند اينخانه را بتوپ به بندند و مال شما و ما هردو غارت مىشود ، عيال من اول اعتنائى به اين حرف نكرده ولى صاحب‌خانه تدبيرى ديگر نموده و آدمهاى معين دربار همسايه ما را بجزئى تعارفى برانگيخته كه بيايند اهل خانه ما را بترسانند آنها هم يكىيكى آمده و هركدام بكلماتى آنها را تهديد كرده‌اند . فرار سعيد خان سعيد خان آدم منهم كه صبح 23 او را فرستاديم برود از مجلس خبرى بياورد تا چهار شنبه 24 ابدا پيدا نشده و اهل خانه ما خيال ميكرده‌اند كه او هم كشته يا گرفتار